| سیاستگذاری عدالتمحور در تخصیص منابع توسعهای |
| کد مقاله : 1348-PAYDARI (R2) |
| نویسندگان |
|
اسماعیل شیرعلی * گروه تاریخ و علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه ولایت |
| چکیده مقاله |
| در پارادایم معاصر توسعه، تمرکز از رشد اقتصادی صرف به سمت توزیع عادلانه منافع و پایداری تغییر یافته است. با این حال، نابرابریهای فزاینده منطقهای، اجتماعی و اقتصادی، چالشی جدی برای جوامع، از جمله ایران، ایجاد کرده است. این پژوهش با تمرکز بر این چالش، به بررسی «سیاستگذاری عدالتمحور در تخصیص منابع توسعهای» میپردازد و استدلال میکند که عدالت، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی برای توسعه پایدار است. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب جامع برای سیاستگذاری عدالتمحور است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا مبانی نظری عدالت، با تکیه بر دیدگاههای جان رالز (عدالت به مثابه انصاف) و آمارتیا سن (رویکرد قابلیتها) تبیین میشود. سپس، اصول کلیدی مانند شفافیت، مشارکت ذینفعان و تخصیص مبتنی بر شواهد، به همراه ابزارهای عملیاتی مانند بودجهریزی مشارکتی و ارزیابی اثرات اجتماعی، تشریح میگردد. برای آزمون این چارچوب، تجربیات کشورهای مختلف از جمله ایران، برزیل، هند و اتحادیه اروپا مورد بررسی قرار میگیرد. تحلیل این نمونههای تجربی نشان میدهد که رویکردهای متمرکز و فاقد شفافیت (مانند تجربه ایران) در تحقق عدالت ناکام میمانند، در حالی که سیاستهای هدفمند و مبتنی بر مشارکت (مانند بولسا فامیلیا در برزیل) میتوانند به کاهش مؤثر نابرابریها منجر شوند. در نهایت، پژوهش به این نتیجه میرسد که گذار به سیاستگذاری عدالتمحور نیازمند یک بسته اصلاحی یکپارچه است. راهکارهای کلیدی شامل ایجاد نظام بودجهریزی مبتنی بر شاخصهای محرومیت، تقویت نهادهای نظارتی مستقل، بهرهگیری هوشمندانه از فناوری دادههای بزرگ برای شناسایی نیازها، و آموزش و توانمندسازی مدیران محلی است. این پژوهش استدلال میکند که تحقق عدالت در تخصیص منابع، نه تنها یک الزام اخلاقی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای دستیابی به توسعهای پایدار، فراگیر و با ثبات است. |
| کلیدواژه ها |
| عدالتمحور، تخصیص منابع توسعهای، نابرابری منطقهای، بودجهریزی، توسعه پایدار |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی |